آوا آوا ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

آوا خانم نازنازی

عزیز پیر پیری

1390/6/16 23:33
نویسنده : مامانی
456 بازدید
اشتراک گذاری

خونه ی مادر بزرگه هزارها قصه داره    خونه مادر بزرگه شادی و غصه دار

1

 

گذر روزگار رو توی چین و چروکهای صورتش میشه دید . آخر هفته ها چشمهای پیرترین عزیز خونواده پدر سوسو می زنه تا به نور دیدن تنها نتیجه کوچولوش روشن بشه. عزیز پیر پیری مادربزرگ پدر جونه. اون عاشق توئه و همیشه با دیدن تو گل از گلش می شکفه. اینم عکسیه که پدر جون از تو و اون تو خونش گرفته و من هم تصمیم گرفتم بذارم تو وبلاگت تا بزرگ شدی خودتم ببینی. ایشالا که سایه این پیر زن مهربون وپر تلاش همیشه بالا سر مون باشه.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مونا (مامان النا)
18 شهریور 90 15:45
ایشالله زنده باشه و سالم .
امیدوارم عاقبت بخیر بشی مادر بزرگ مهربون


قربونت گلم
مامان ملیکا
18 شهریور 90 16:43
سلام
ایشالله سایه اش بالا سر همه ی خانواده باشه
عزیزم خیلی ممنون که به من سر زدی



خواهش میشه!
مریم مامان امیر علی
18 شهریور 90 17:46
سلام با دیدن این عکس دلم حسابی برای مامان نازت تنگ شد از قول من ببوسش.


مرصی عزیزم.
مامان ماهان
20 شهریور 90 8:49
وای دلم مادر بزرگ خواست
الهی که همیشه زنده باشه عزیزم


ممنونم عزیزم.
مامان ماهان
20 شهریور 90 8:49
وای دلم مادر بزرگ خواست خدا حفظش کنه و همیشه سلامت باشه
سحر
20 شهریور 90 11:34
ایشالا همیشه سایه بزرگترها رو سرمون باشه
آوا جونو ببوس


مرصی عزیزم . تو هم مواظب تو دلیت باش.
مامان زهرا نازنازی
21 شهریور 90 19:47
خدا سلامت بدارتشون


منونم عزیزم.